خروس زری پیرهن پری صوتی

قوقولی قوقو سحر شد
سیاهی دربه درشد
فرشته ها دویدن
ستاره ها رو چیدن
خورشید خانم در اومد
با یک شفق سراومد
تا شب نکرده حاشا
بچه ها بیاین تماشا …

دیشب زن مش ماشالله بی‌درد
مرغای محله رو خبر کرد
پاشید واسشون یک چنگی چینه
گفت زود بخورین خروس نبینه
وقتی چراشو پرسیدم من
گفتش با خروس زری بدم من

روباهه دمش درازه
حیله چی و حقه بازه
تا چشم به هم بداری
میبینی که سر نداری
کله پا شدی تو قندون
نه دل داری نه سنگ دون

گربه و طرقه با خروس زری پیرهن پری با هم زندگی می کنند. روباهی در همان نزدیکی ها در سر شکار خروس زری را می پروراند. گربه و طرقه که از نیت او باخبر هستند. تلاش می کنند که از او مراقبت کنند. اونها موفق می شوند دو بار خروس زری پیرهن پری را از چنگ روباه نجات دهند. تا سرانجام روزی گربه و طرقه و خروس با هم متحد مى شوند و مى توانند روباه را فراری بدهند.

نگارنده: احمد شاملو

این داستان صوتی است. متن کامل داستان در دسترس نیست.

یک دیدگاه

  1. نوشته معصومه در ۱۵ تیر, ۱۳۹۶ ساعت ۸:۳۳ ق.ظ | پاسخ

    عالی بود

نوشتن دیدگاه

به دلیل استفاده کودکان تمام دیدگاه‌ها پیش از نمایش بازبینی میشوند.
آدرس ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود. گزینه هایی که با * مشخص شده اند باید پر شوند.

*
*
این صفحه در مرورگرهای مدرن مانند Chrome، Firefox و Safari بهتر رویت میشود.