ده تا جوجه رفتن تو کوچه

ده تا جوجه
رفتن تو کوچه.

یکی شون دوید دنبال دونه
نه تای دیگه باقی میمونه.
از نه تا جوجه
یکی شون اومد، پیش مرغابی:
-مرغابی شب ها، کجا می خوابی؟

اگر بشماری، دونه به دونه
هشت تای دیگه، باقی می مونه.
از هشت تا جوجه
یکی شون دوید، رفت اون گوشه
توی قفس، آقا خرگوشه
هر کی ندونه، مرغه می دونه
هفت تای دیگه، باقی می مونه.

از هفت تا جوجه
پیشی که اومد، همه ترسیدن
این ور دویدن، اون ور دویدن
یکیشون دوید داخل خونه
شش تای دیگه، باقی می مونه.

از شش تا جوجه
یکیشون پرید رو پای هاپو
گفت: آهای هاپو!
چی میگی؟ بگو!
وسط حیاط، کنار لونه
پنج تای دیگه، باقی می مونه.

از پنج تا جوجه
یکی شون به یک، ببعی رسید
که چوپونه داشت، پشماشو می چید
همون جا ایستاد، پیش چوپونه
چهارتای دیگه، باقی می مونه.

از چهار تا جوجه
یکی شون اومد، پیش الاغه
به الاغه گفت:
-دماغت چاقه؟
سواری دادن، برات آسونه؟ ازچهارتا جوجه
سه تای دیگه، باقی می مونه.

از سه تا جوجه
یکی شون اومد نزدیک بزی:
-حالت چطوره، آی خاله قزی؟
توی چمن و شبدر و پونه
دوتای دیگه، باقی می مونه.

از دو تا جوجه
یکی شون اومد، پیش دختره:
-خانوم خانوما، شیر دوشیدی؟
به من هم میدی؟
از دو تا جوجه، تنها یه دونه
روی علف ها، باقی می مونه.

جوجه تنها، رفت توانباری
گفت: آقا اسبه!

از تو انباری، خبری داری؟
اسبه گفت: آره!
نه تا جوجه، توپول و موپول، توی انباره.
جوجه ها همه بیرون اومدن
حالا دوباره ده تا شدن.

نگارنده: منوچهر احترامی

13 دیدگاه

  1. نوشته نیلووفر در ۲۲ آذر, ۱۳۹۳ ساعت ۸:۱۲ ب.ظ | پاسخ

    خیلی قشنگ بود

  2. نوشته فرهاد در ۳۰ آذر, ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۴۰ ب.ظ | پاسخ

    عالی بود.

  3. نوشته امین در ۳ اردیبهشت, ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۱۶ ب.ظ | پاسخ

    واااای مررسی..
    من بچه بودم عاشق کتابش بوووودم ^_^

  4. نوشته اوینا در ۲۵ اردیبهشت, ۱۳۹۴ ساعت ۵:۲۹ ق.ظ | پاسخ

    واقعأ ممنون
    عاشق سایتتون و قصه های خاطره انگیزشم عالیه

  5. نوشته اوینا در ۲۵ اردیبهشت, ۱۳۹۴ ساعت ۵:۳۰ ق.ظ | پاسخ

    واقعأ ممنون
    عاشق سایتتون و قصه های خاطره انگیزشم عالیه عالی

  6. نوشته زهرا در ۲۳ خرداد, ۱۳۹۴ ساعت ۲:۴۳ ب.ظ | پاسخ

    واقعا سایتتون عالیهههه

  7. نوشته فاطمه وحدتی در ۶ آبان, ۱۳۹۴ ساعت ۳:۳۶ ب.ظ | پاسخ

    عالی بود خیلی ممنون

  8. نوشته سونیا در ۶ آبان, ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۴۵ ب.ظ | پاسخ

    عالی بودعالیییییی

  9. نوشته صدیقه در ۱۸ اسفند, ۱۳۹۴ ساعت ۵:۲۹ ب.ظ | پاسخ

    عالی بود چقدر من این کتاب رو دوست داشتم الان یاد بچگام افتادم اومدم سرچ کردم کلی از کتابای بچگیمو پیدا کردم واقعا ممنون

  10. نوشته سمیرا خیری در ۲۳ اسفند, ۱۳۹۴ ساعت ۱:۳۸ ب.ظ | پاسخ

    عالی

  11. نوشته راحیل در ۲۶ فروردین, ۱۳۹۵ ساعت ۳:۲۱ ق.ظ | پاسخ

    وای یادش بخیر اولین کتابی که مامانم برام خرید خیلی دوسش داشتم این کتابو الان دنبال این کتاب برا بچم بودم

  12. نوشته غزل در ۲۲ تیر, ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۱۴ ق.ظ | پاسخ

    عالی بود.من هرشب این شعروواسه پسرم میخونم.خیلی دوسش داره

  13. نوشته فاطمه در ۱ شهریور, ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۳۸ ب.ظ | پاسخ

    واقعا ازتون بابت سایت خوبتون تشکر می کنم که همه شعرهای کودکای دهه شصتی و جمع اوری کردین من کلی ذوق می کنم وقتی به سایت سر می زنم شعرهارو می خونم.

نوشتن دیدگاه

به دلیل استفاده کودکان تمام دیدگاه‌ها پیش از نمایش بازبینی میشوند.
آدرس ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود. گزینه هایی که با * مشخص شده اند باید پر شوند.

*
*
این صفحه در مرورگرهای مدرن مانند Chrome، Firefox و Safari بهتر رویت میشود.